تبليغاتX
خبرنگار دست ْچپ - لرزه ها همچنان می آیند( 2 محمد به فاصله چند روز رفتند)

در ادامه حوادث كه البته انتظارش مي رفت محمد به ميل خودش از روزنامه اعتماد ملي رفت.

البته در حال حاضر همون طور که انتظار داشتیم از خودمون، من و میترا تا الان خوب از عهده کار بر اومدیم، باقی هم همین طور خواهد شد.

خب البته باید اعتراف کنم که بعضی سختی های خاص خودش رو هم داره، برای مثال در ایام قدیم وقتی که سه تا بودیم دو روز صفحه میبستیم یا به قولی کشیک وای میستادیم، اما الان که دوتا شدیم نفری سه روز وای میستیم. خب پس رابطه معکوس ۲ به ۳ یا ۳ به ۲. البته همونطور که در پست قبل نوشتم این نسبت ممکن ۵ به یک و حتی ۵ به هیچ هم بشه.

خب بگذریم داشتم میزدم به خط خودم.

و دیگه این که مرخصی رفتن یکی یعنی نابودی دیگری.

همکاران ،به خصوص روزنامه نگاران میدونن من چی میگم یک نفر صفحه ای تمام را باید عهده دار شود.

خب البته از اینها بگذریم موضوع مزایایی هم داره که در جای خودش درخور اهمیت.

اما از موضوع رفتن محمد غمخوار که بگذریم موضوع دیگه ای هست و دلم میخواد شماهم بدونین.

محمد تورنگ رییس مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران بزرگ سر انجام استعفاش پذیرفته شد و سرهنگ احمدی جانشین ایشون شد .....

محمد تورنگدر دوران ریاست محمد تورنگ در سمت رییس مرکز اطلاع رسانی خبرنگارانی که با پلیس تهران سر و کار داشتن دوران خوبی رو در خاطر خواهند داشت. خوب به معنی یه همکاری دو طرفه. اطلاع رسانی دقیق و مهمتر از همه به موقع. در کار خبر غیر از دقت عمل که از ارکان اصلی کاره، زمان اهمیت ویژهای داره و یکی دیگه فاکتورهای با اهمیت. محمد تورنگ با درک درست و دقیق وظیفه یک خبرنگار به نظر من بهترین کسی بود که در سالهای گذشته در این سمت منصوب شده بود. از وقتی من به خاطر دارم کسی به خوبی ایشون نتونسته بود تعامی به این خوبی بین پلیس و خبرنگارا در پایتخت ایجاد کنه و این ها که نوشتم چیزهایی نیست که تراوشات تصورات من باشه بلکه دیگر همکاران  هم نظری مشابه من دارند :

یه روز به ياد ماندني (نوشته زهرا جعفرزاده)

تورنگ سرانجام رفت(نوشته محمد غمخوار)

البته نکته ای که جالب بدونید، اینه که ایشون اهل وبلاگ خوندم هستن 

قدیم تر خودشون گفته بودن این کار رو انجام میدن و در این اواخر هم غیر از وبلاگ خود من، برای وبلاگ دو نفر دیگه از دوستان هم نظر گذاشتن و این شاهدی بر ادعای من، ابتدا فکر کردم به دلیل اینکه پست من به طور غیر مستقیم مربوط به پلیس تهران این رو نوشتن اما بعد در وبلاگهای دیگه هم اسم ایشون رو دیدم:

۱ـ در وبلاگ من

نويسنده: محمدتورنگ
دوشنبه 20 آذر1385 ساعت: 18:45
پلیس حافظ نظم عمومی است.ولی اگراحساس میکنی بی احترامی شده صمیمانه عذر میخوام.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲ـدر وبلاگ محمد غمخوار 
نويسنده: محمدتورنگ
 چهارشنبه 22 آذر1385 ساعت: 17:16
 سلام .هرجاباشی موفقی.امیدوارم همه دوستانت ازبلاتکلیفی در بیایند.اماایکاش دوستان اعتمادملی قدری........... 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۳ـ در وبلاگ زهرا جعفرزاده
نويسنده: محمدتورنگ
شنبه 2 دي1385 ساعت: 8:22
سلام خواهرگرامي.اميدوارم خدا هم از من راضي باشه.مطمئناارتباط ماكم كه نه قطعا بيشتر خواهدشد.اميداست سنگرخدمتي ديگر وبهترفراهم شود.دوست دارم مهرباني وصداقت ازاصول كاري ثابتم باشد.
  
راستي محمدتورنگ يه تكه كلام مخصوص هم داره كه میگه:صمیمانه عذر میخوام یا چیزی شبیه اینکه انقدر به دل من یکی مینشینه که حرفی برای زدن ندارم بعد شنیدنش .
امیدوارم به زودی شاهد باشیم که این مرد رسانه ای وبلاگی هم داشته باشه که با پیشرفتی که ایشون داشته نا محتمل هم به نظر نمیاد. 
در پایان هم باید بگم که من حداقل تا وقتی که بهم ثابت نشه معتقدم لایق تر از ایشون برای پست رییس اطلاع رسانی پلیس تهران وجود نداره، البته امید وارم سرهنگ احمدی هم بتون مثل ایشون ظاهر بشه  که در این صورت خوش به حال ما میشه و در غیر این صورت چاره ای نداریم جز...........
به هر حال کار سرهنگ هم سخت، باید قبول کرد تا ببینیم چه می شود، من همیشه میگم: زمان همه چیز رو روشن میکنه، قبل ازقضاوت  
پ.ن۱:جمله قصار رو داشتین در آخر؟ 
زمان همه چیز رو روشن میکنه، قبل ازقضاوت افراد
توجه شما رو به جمله قصار زیر عنوان هم جلب میکنم
پ.ن۲:این وبلاگ منحصر به نظر من ذر مورد وقایع، افراد و بقیه قضایا دارد و بر پایه مشاهدات شخصی است ممکن است نظرمن با نظر خود افراد نیز متفاوت باشد
پ.ن۳:امید وارم تغیراتی که در سبک نوشتنم قصد داشتم ایجاد کنم کم کم محقق شود و البته میدانید به یکباره ممکن نیست و نیاز به تمرین دارد، با این حال از افرادی که وبلاگ من رو قبلا خوندن و باز هم میخونن تقاضا دارم در مورد شیوه نوشتنم برام بنویسن
پ.ن۴:بارها در دوران حضور رییس اسبق اطلاع رسانی پلیس تهران قصد داشتم بنویسم در مورد ایشون اما بنا به دلایلی این کار رو نکردم، یکی از دلایل هم اینکه به عنوان پاچه خواری برداشت نشه
خب تابعد فعلا
بعد از تحریر:دیشب نخوابیدم چند شب گذشته هم خوابم نامنظم بوده
بنابراین دوباره خوندن  نوشته بالا برام سخت، اما در زمان نگارش تقریبا
حداکثر دقت رو به خرج دادم با این حال اگه گافی دیدین کوتاه بیاین
و به یه تذکر ساده بسنده کنید و سواد را زیر سوال نبرید
:: لینک این مطلب نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 5:0 توسط شاهد حلاج نیشابوری |