سلام دوستان
سلام خوبین امروز بعد مدتها دوباره میخوام به روز كنم
خوب راستش وبلاگم خراب بود
هر چي هم به مدير شبكه اطلاع دادم بي فايده بود يا حداقل من از ترتيب اثرش بيخبرم
و اينك بي خيبال
راستش رييس سرويس منظورم محمد غمخوار
روزهای آخر خواست
يه ياداشت بدم من اصلا به موضوع مورده نظر اون توجه نكردم
و ذر ذهنم يه موضوع انتخاب كردم و قالب ياداشت رو در ذهن متصور شدم
غافل از اينكه او خواسته راجع به تلخ ترين خاطره كاريم در سالي كه توش بوديم بنويسم
خلاصه من اون روز ننوشتم اما فرداش چرا كه ديگر دانستم سئي بر صفحه نذارد به همين دليل تصميممند شدم بزارم اينجا اما از اونخا كه الان دم دستم نيست بعدن اين كارو ميكنم
تابعد