تبليغاتX
خبرنگار دست ْچپ - از تصادف تا تصادف

امروز روزی بود که من تصادف کردم اما جان سالم به در بردم

این بار چند متر جلوتر از تصادف دفعه پیش،  در فلکه دوم تهرانپارس تصادف کردم

اما این بار لذت دفعه قبل رو برام نداشت

آخه ميدونين من  كمتر از يك سال قبل هم تصادف كردم

چند متر عقب تر  از تصادف امروز پرانتز باز تو کروکی تقریبا معلوم پرانتز بسته

خلاصه هر دوبار عجله داشتم میدویدم

و تقریبا حواسم به جلو بود که برخورد پیش اومد، بین من و دفعه اول وانت و دفعه دوم گمونم پیکان

اخه وقت دو حواسم به زمانه که دنبالشم

دفعه دوم اما مرگ در چند قدمی احساس کردم اما نه خطر را

فقط کافی بود ماشینی از راه برسد و مرا ِبلهد

بار اول ماشین از کنار مرا زد، به همین دلیل لذت بیشتری داشت

مثل سکانسهای فیلم بود

دیدم که یه سپر داره میاد طرفم

خورد به پام

بعد یه دفعه احساس کردم روی هوام و دارم میام پایین

بعد خوردم زمین  ای جاتون  خالی حال داد

یادم نیست اما فکر نکم دردم گرفت

وای چه لذتی داشت

اما دوم دفعه نامرد از پشت زد

یا قزوینی بود یا اینکه میخواست سورپرایزم کنه یا اينکه میخواست تنهایی کیف کنه

اما نمیدو نم چرا هر دو بار راننده ها بعد تصادف کلشون از پنجره کردن بیرون و با حالتی طلبکار گفتن چیکار میکنی

مگه نمیگن در هر حال حق با عابر پیاد است؟

خودمونیم قانون چیزی ها

با این حال آقایون راننده که دست پیش میگرفتن که پس نیفتن

وقتی میدیدن من که باید معترض باشم پا شدم و قصد دارم به مسیرم ادامه بدم

میپرسیدن چیزیت نشد؟

تو دلم میگفتم نه به او طلبتون نه به این مهرتون

راستش دفعه اول کوله داشتم

و گیوه به پا

گیوه چند متر اون ور تر دوباره به پام شد

هوا رفتنش رو هم دیده بودم وقتی از پام در اومد

و کیفم رو هم  که از نوع کوله پشتی بود چند متر اون طرف تر

اولین چیزی که بعد چند دقیقه به ذهنم رسید وقتی سوار تاکسی شدم تا ادامه بدم مسیرم رو

این بود که وای دوربینم

نه خوشبختانه اونم سالم بود

كروكي

راستي توضيحات كروكي رو هم بدم

ماشين پژو، تاكسي كه من ازش پياده شدم

مسير آبي، مسيري كه رفتنش عادي بوده

مسير مشکی،  مسیری که اگه اون مسافر خوشحال پیاده نمیشد من میرفتم

و مسیر قرمز، مسیر انتخابیه منه که منجر به اون تصادف میمون شد

آخه چون عجله داشتم نمیخواستم حتی یه دقیقه هم صبر کنم

روز چهارشنبه که من تصادف کردم  کمتر از ۱۲ ساعت قبلش تصادفی مرگبار در حوزه کلانتری ۱۲۲دربند اتفاق افتاده بود

من رفتم سر صحنه تصادف با قادر رفتیم که من خبر بگیرم و اون عکس

تصور کن

تصور کردنشم زیاد سخت نیست

چون صحنه های مشابهش رو در فیلمها زیاد دیدین

یه تریلر که شاید بیش از ۳۰ تن میلگرد بارش

یه دفعه ترمزش میبره و پس از برخورد با کیوسک تلفنی که در خیابون کنار جدول به درخت برخورد میکنه

در حالی که قبلش به پسر۲۳ ساله ای برخورد کرده

و بعد هم

وبعد از عبور از جدول هم وارده یه مغازه قصابی

.... مغازه خالی از اساس

و باز هم راه خودشو ادامه داده و رفت داخل سوپر مارکت

آخرشم تا نیمه مغازه چهارم رو که مغازه مواد غذاییه نابود كرد

 بعدش وارد شده بود دفتر تاكسي سرويس

من که فکر نمیکنم از اون تلفن کننده  چیز زیادی باقیمانده باشه

چون کیوسک که فلز یود چیزی ازش نمونده بود چه برسه به آدم...

 مرگ اور

این عکس  ارابه مرگ که بیش از ۳۰ تن بارش بوده

عکسای بیشتر تو روزنامه ۵شنبه اعتماد ملی هست

و این لینک خبر که تو روزنامه چاپیدیمش

تريلر مرگ‌

خلاصه همین تا بعد

:: لینک این مطلب نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 18:47 توسط شاهد حلاج نیشابوری |