بهنود یکشنبه 19 مهر 88 - یازده اکتبر 2009 با مرگی زودرس و اقدامی معمول اما به گفته وکیلش غیر قانونی کشته شد. متهمی دیگر برای جرم دوران کودکی به دار سپرده شد. بهنود شجاعی 17 سال داشت که در نزاعی خیابانی جان کودک دیگری را گرفت. او 4 سال آخر عمر خود را در زندان و در انتظار مرگ گذراند. طناب دار پیش از این شش بار بر گردن بهنود ساییده شده بود... و هر بار حکم او نه همانند موهبتی، که بسان عقوبتی مضاعف، به عقب رانده شد... تا آن یکشنبه که هیچ گاه روز نشد. نه زاری ها و نه آرزوها؛ نه عشق های نیمه کاره و التماس ها، نه حتی حضور عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی... بودن همه آن ستاره ها نتوانست بهنود را از خشم فراق همبازی اش مصون کند.
بهنود شجاعی در نوزدهم مهرماه - یازدهم اکتبر در حیاط زندان اوین تهران، پس از چهار سال دست و پا زدن بین مرگ و زندگی، دست آخر حلق آویز شد.
سحرگاه یکشنبه افق دیگری بود برای خیره شدن، و برای دانستن آنکه ما تنهاییم. تنهاییم در قتل کودکان، همانگونه که تنهاییم در راه درازی که پیش رویمان است.
بهنود اعدام شد. اما این قصه همچنان ادامه دارد.
:: لینک این مطلب
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 16:3 توسط شاهد حلاج نیشابوری
|