تبليغاتX
خبرنگار دست ْچپ - تهران در آتش بنزین

پیشنویس: عکس هم داره اما به دلیل مشکلات فنی، کمبود وقت و یه سری دیگه چیزها نتونستم به روز کنم. موکول به شب یا نهایت فردا صبح

دیشب و بامداد امروز بیش از ۱۲ پمپ بنزین در آتش سوختند. من در چند متری پمپ بنزین تقاتع خیابان دماوند و خیابان فرخی بودم اما نمیگم کجا. حرارت آتش پمپ بنزین را روی صورتم احساس میکردم. و ماجرای در گیری را از نزدیک میدیدم . زمانی که من رسیدم پمپ را آتش زده بودند و معدود مامورانی که در خیابان فرخی بودند در برابر جمعیت چند صد یا شاید هزار نفری جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله ای که در خیابان دماوند حضور داشتند کاری از دستشان بر نمی آمد. تازه معترضين به سهميه بندي بنزين تنها خودرو آتشنشاني را كه براي مهار آتش افروخته شده اشان آمده بود آتش زده بودند، به غير از اينها موتورسيكلت مشتعلي نيز در خط ويژه اتوبوسها جلب توجه ميكرد و به گفته حضار متعلق به ماموري بود كه معترضين از خجالت او هم خارج شده بودند. قرار بود شما به جاي اين مطلب الان مطلبي در مورد تاتر پينوكيو رو بخونيد البته اون رو هم خواهم نوشت و بايد بگم: در شرايطي شما الان ميتونستين شاهد اون مطلب فرهنگي باشيد كه اين خبر فوري رخ نميداد. اين اتفاق به حدي از اهميت برخوردار كه نه تنها نيروي انتظامي در آماده باش به سر ميبره بلكه ارتش هم به گفته برخي در بسیاری از نقاط کشور درآماده باش .

كجا بودم؟ آره ميگفتم اين اتفاق كه معترضين به ماموران كم تعداد داخل كوچه حمله كنند چندين بار تكرار شد اما مدت زيادي طول نكشيد كه چند ماشين يگان ويژه به محل رسيد و اين موقع بود كه ورق به طور نسبي برگشت و جاي ماموران دولتي و معترضين عوض شد. با اين حال ماموران جرات نكردن كه به طور كامل معترضين را مورد حمله قرار بدهند. تا حدي درگيري شديد شد كه ماموران هم مجبور به سنگ پراني شدند به جاي استفاده از لوازم خود. يكي نيست به خرابكارها و آتش افروزان پمپها بگه آخه آدماي عاقل بر فرض هم كه آتش زدن پمپها مانع از ادامه سهميه بندي شد، آخه نبايد پمپي باقي مونده باشه كه بتونين با اون باك رو پر كنيد؟

بعد از دقايقي كه كنترل نسبی اوضاع بدست ماموران افتاد ماموران موتورسوار يگان ويژه از راه رسيدند و با يورش به داخل جمعيت افراد حاضر در جبهه مقابل را مجبور به عقب نشيني كردند. اما معترضين هم كم كاري نكردند و در مسير عقب نشيني از خجالت دو بانك و يك دستگاه و سازمان كل راه و ترابري استان تهران در اومدن، حالا بماند كه جلوي پمپ بنزين يه وانت چپ كردن و در مسير هم چند خودرو سواري آتش زدن.

يكي ميگفت شنيده كه ميگن يكي گفته افرادي كه بانكها را آتش زدن از آمريكا دلار گرفتن و در اين هنگام بود كه به ذهنم خطور كرد كه اونايي كه من ديدم به قيافشون نميخورد حتي تو عمرشون دلار ديده باشن.

در تمام مدت نيز حضور لباس شخصي ها مشهود بود و حتي شعارهاشون.خلاصه نشون به اون نشون كه در تهران بسياري از اماكن دولتي تخريب و اموالش به سرقت رفت با آماري كه من از ماجرا دارم به جرات ميگم كه خسارات بالاتر از ميليارد بوده. من مجبور شدم تا ساعت 5 صبح را در كوچه ها سر كنم و بعد هم وقتي رسيدم خونه بعد از يه حمام مجبور شدم برم به پمپ ديگري كه گفته ميشد تلفات جاني داشته.

تجارب خوبي در اين حضور نا محسوس در چند قدمي پليس نسيبم شد و فكر ميكن به از دست دادن فيلم امريكن پاي دو كه در برنامه داشتم مي ارزيد.

پينوشت:فکر میکردم بهتر از این بشه، اما فرایند به وجود آمده انرژي برام نذاشته راستي يادم رفت بگم در مسيري كه من بودم تيراندازي هوايي شد و در جاهي ديگه هم همين طور و حتي گفته ميشه ماجراها آتشي كه از سهميه بندي بنزين در تهران به پا شد چند كشته هم داشته كه هنوز منبع رسمي در اين مورد چيزي نگفته و اينكه شليك مستقيم به طرف مردم انجام شده و مرگ به بار آورده.

:: لینک این مطلب نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 9:4 توسط شاهد حلاج نیشابوری |