تبليغاتX
خبرنگار دست ْچپ - تصمیم جدید من

دادسرای جنایی و پلیس آگاهی جاهایی که مردم به واسطه نوع شکایتشان مجبور میشوند گریزی به آن بزند اما، ما خبر نگاران حوادث و عده ای از خلافکاران مشتریان پرو پا قرصی هستیم برای دادسرای و پلیس آگاهی. البته ناگفته نماند مجرمانی هستند که اولین بار به دادسرا آمدنشان آخرین بار هم میشود و این دسته یا قاتلانند که اولین بار ورود به دادسرای جنایی و اداره آگاهی برایشان مرگ آور است و سرشان را بالای دار میبرد یا مجرمانی که پس از یک بار آمدن دیگر نمی آیند و هنوز زنده اند، سر به سنگ زده اند و دیگر دست به سوراخ نمیبرند تا مار بگزد. میروند و پشت سرشان را هم نگاه نمیکنند، در این بین نیز ممکن است تجربیاتی نسیبشان شود، اما با قیمتی گزاف. خب من هم با توجه به چیزهایی که میبینم و میشنوم تجربیاتی به دست می آورم که شاید در قوطی هیچ عطاری نباشد و البته شخصا معتقدم از مزایای شغل ما حوادث نویسان است. اما حتما از خودتون میپرسین خب اینا که نوشتی چه ربطی به ما داره؟

الان مینویسم تا ربطش رو بدونید.

من تصمیم گرفتم از این به بعد از آموخته های خودم در دادسرای جنایی و پلیس آگاهی تهران را گاهی بنویسم تا شما را در این اماکن نبینم.

پس از این به بعد متظر مشاهدات شاهد حلاج نیشابوری از دادسرای جنایی و پلیس آگاهی باشید.

من از این به بعد این نوع نوشته های خودم رو با عنوان آموزههای کار در زندگی دسته بندی میکنم،

و سعی میکنم واقعا در مورد چیزهایی براتون بنویسم که در زندگی روز مره براتون کارایی داشته باشه و ملموس باشه.

:: لینک این مطلب نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:38 توسط شاهد حلاج نیشابوری |